تبليغاتX

page rank google پيج رانك گوگل اين وب

شهر ما نگین سرخی روی حلقه زمین



آمریکا به دنبال تاسیس دفتر حافظ منافع در تهران
اتحادیه اروپا شامگاه دوشنبه بانک ملی ایران را تحریم کرد. این اتحادیه همچنین اعلام کرده است که روز سه شنبه تحریم های دیگر مالی و مسافرتی علیه برخی شرکت ها و کارشناسان ارشد مرتبط با برنامه هسته ای ایران را نیز اعلام می کند که بی درنگ به اجرا درخواهند آمد.

واکنش ایران به تحریم بانک ملی توسط اتحادیه اروپایی
دنیای اقتصاد- کشورهای عضو اتحادیه اروپایی شامگاه دوشنبه بانک ملی ایران را تحریم کردند. این اتحادیه همچنین اعلام کرده است که روز سه شنبه تحریم های دیگر مالی و مسافرتی علیه برخی شرکت ها و کارشناسان ارشد مرتبط با برنامه هسته ای ایران را نیز اعلام می کند که بی درنگ به اجرا درخواهند آمد.
بر پایه این گزارش، محمدعلی حسینی، سخنگوی وزارت امورخارجه کشورمان در واکنش به تصمیم اتحادیه اروپایی در خصوص محدودیت های مالی علیه ایران گفت: رویکردهای غیرقانونی، دوگانه و متناقض در شرایط و فضایی که بررسی بسته های پیشنهادی مطرح است، بی معنا بوده و به شدت تقبیح می شود.
به گزارش خبرگزاری ها، سخنگوی وزارت امور خارجه با اشاره به رویکردهای سیاسی و مغرضانه نسبت به حقوق مشروع ملت بزرگ ایران، گفت: اتخاذ سیاست چماق و هویج در برابر حقوق قانونی و اراده ملی و خلل ناپذیر ملت بزرگ ایران برای کسب پیشرفت در زمینه فن آوری های نوین بیراهه بوده و هیچ گونه تاثیری بر پیگیری و تحقق حقوق مسلم این ملت نخواهد داشت.
حسینی با ارزیابی آثار معکوس اینگونه رویکردها خاطرنشان کرد: اینگونه رفتارها، عزم ملت و دولت ایران در تثبیت حقوق مسلم خویش را راسخ تر و فرصت های مرتبط با منافع اروپاییان را تضییع کرده است و کمکی به فضای مناسب برای راه حل دیپلماتیک مسائل جاری نخواهد کرد.
سخنگوی وزارت امور خارجه به اتحادیه اروپا توصیه کرد تا راه حلی معقول شامل پرهیز از اقدامات نمایشی، احترام به حقوق مشروع ملت ایران، تطبیق مفاد متوازن مقررات ان.پی.تی، بازگشت به راه حل های تفاهم آمیز بر اساس مشترکات بسته های پیشنهادی طرفین را مورد توجه قرار دهند.
به گزارش ایسنا، خبرگزاری آسوشیتدپرس اعلام کرد که اتحادیه اروپایی تحریم های جدیدی را علیه ایران تصویب کرده است که محدودیت های مالی و مسافرتی بیش تری را بر شرکت ها و افراد ایرانی و نیز بانک ملی ایران اعمال می کند.
این خبرگزاری افزود: اما انتظار نمی رود اتحادیه اروپایی، چین، روسیه با آمریکا به زودی درباره سخت تر کردن تحریم هایی که ممنوعیت صادرات نفت و گاز از تهران را در نظر دارد، توافق کنند.
مقام های اتحادیه اروپایی بر اهمیت رویکرد «تشویق و تهدید» این بلوک 27 کشوری تاکید کردند.
آن ها اذعان کردند که رسیدن به هر گونه توافقی درباره تحریم هایی سخت تر در حوزه انرژی که به افزایش قیمت های انرژی منجر می شود چه درون اتحادیه اروپایی یا از جانب قدرت هایی نظیر چین و روسیه بسیار مشکل خواهد بود.
تحلیلگران غربی می گویند: با توجه به این که اروپا تشنه نفت و گاز است، انجام چنین اقدامی بسیار مشکل خواهد بود. در همین حال تمایل اندکی برای اعمال تحریم در حوزه انرژی به ویژه از جانب آلمان و فرانسه وجود دارد که هر دو با ایران توافقاتی در زمینه انرژی دارند.
نیکلا سارکوزی، رییس جمهور فرانسه اعلام کرده است: اتحادیه اروپایی نگران برنامه هسته ای ایران است و در سفر به اراضی اشغالی به قانونگذاران صهیونیستی گفت که ایرانی مسلح به سلاح هسته ای، «غیرقابل پذیرش» خواهد بود.
وی گفته است که تصویب تحریم های جدید که روز دوشنبه در نشست وزیران اروپایی انجام شد با هدف یادآوری این موضوع به ایران است که باید مذاکرات را دنبال کنند.
بنا بر این گزارش بعید است این تحریم ها که کارشناسان اتحادیه نزدیک به یک سال روی آن کار کرده اند، مانع از دنبال کردن برنامه غنی سازی اورانیوم در ایران که درخواست کلیدی واشنگتن، اتحادیه اروپایی، مسکو و پکن است، شود.
خاویر سولانا، رییس سیاست خارجی اتحادیه اروپایی هفته گذشته گفت وگوهای ناموفقی را در تهران داشت. این آخرین اقدام دیپلماتیک اروپا با هدف متقاعد کردن ایران به پذیرش مشوق های اقتصادی در ازای پایان دادن به غنی سازی اورانیوم در ایران بود. سولانا بسته ای را از جانب اعضای دایم شورای امنیت سازمان ملل و آلمان به تهران ارائه کرد.
اتحادیه اروپا پیش از تحریم هایی که روز دوشنبه اعمال کرد، ممنوعیت سفر را برای 20 مقام و شرکت ایرانی آن طور که تحریم های شورای امنیت درخواست می کند، اعمال کرده بود.
به گزارش خبرگزاری رویترز، تدابیری جدید از روز سه شنبه و زمانی که فهرست سیاه شرکت ها و «کارشناسان بسیار عالی رتبه» به طور رسمی منتشر می شود به اجرا درخواهند آمد.
تحریم جدید اروپا بسته شدن شعب بانک ملی ایران در پاریس، هامبورگ و واحدی از آن در لندن که «بانک ملی پی.ال.سی» نام دارد را الزامی می کند.
مقامات در مقر اتحادیه مدعی شدند، مدارکی دارند که نشان می دهد این بانک در انجام معاملاتی برای کمک به برنامه هسته ای ایران دست دارد اما از ارائه جزئیات خودداری کردند.
یک دیپلمات اتحادیه اروپایی نزدیک به این مساله گفت: ایتالیا تصویب تحریم های اخیر علیه ایران را به دلیل این نگرانی که تصویب آنها ممکن است به روند مذاکرات ضربه بزند، به تاخیر انداخته بود.
وی افزود: تمایل اندکی میان کشورهای اروپایی برای تحریم نفت و گاز ایران با وجود اعمال فشار جدی آمریکا وجود دارد.
او گفت: چنین مذاکراتی بعید است تا نوامبر آغاز شود، زیرا لازم است تاثیرات آن برای غرب و ایران بررسی شود.
وی افزود: بحث های مقدماتی درباره تحریم های سخت تر در حوزه انرژی با نگاه سرد چین و روسیه روبه رو شد.
براساس این گزارش، تحریم های جدید علیه ایران روز دوشنبه در آغاز مذاکرات اتحادیه اروپایی در لوکزامبورگ و بدون هر گونه بحثی به تصویب رسید. مقامات اروپایی روز جمعه در بروکسل درباره این اقدامات توافق کرده بودند.
روزنامه واشنگتن پست به نقل از یک مقام اروپایی که خواست نامش فاش نشود، نوشت: تحریم های جدید، مسدود کردن سرمایه های بانک ملی و دیگر معاملاتی که به برنامه های هسته ای و تسلیحاتی ایران مرتبط است و ممنوعیت سفر مقامات بسیار عالی رتبه ایران را شامل می شود.
آمریکا خود به تنهایی تحریم هایی را علیه بانک ملی ملت و صادرات ایران اعمال کرده است.
به گزارش خبرگزاری رویترز، مقام های تحت تحریم اروپا، از ورود به خاک کشورهای عضو اتحادیه منع می شوند و شرکت های یاد شده نیز از انجام هر عملیاتی در این اتحادیه منع می شوند. اسامی شرکت ها و افراد به طور رسمی سه شنبه منتشر می شود.
مقامات اروپایی تاکید کردند که این تحریم ها مبتنی بر تدابیر مورد توافق شورای امنیت سازمان ملل و گروه موسوم به 1+5 است.
یک مقام اروپایی گفت: ما به طی مسیر دو سویه ادامه خواهیم داد.
بنا برگزارش رویترز، اتحادیه اروپایی در عین حال اعلام کرده است که درها برای گفت وگوی احتمالی با ایران درباره بسته مشوق های بین المللی ارائه شده به تهران باز است.
این گزارش همچنین حاکی است که سخنگوی وزارت خارجه آمریکا از تحریم های جدید اتحادیه اروپا علیه برنامه هسته ای ایران استقبال کرد.
تام کیسی مدعی شد: این تحریم ها نشان می دهد که ایران بیش از پیش منزوی می شود و جامعه بین الملل درباره افزایش فشار بر ایرانیان به دلیل بی اعتنایی به قطعنامه های سازمان ملل متحد جدی است.
کیسی ادعا کرد: قطعا تمایل داریم ببینیم که ایران مسیری دیگر را انتخاب و فعالیت های مرتبط با غنی سازی اورانیوم را تعلیق می کند و همچنین به پای میز مذاکره بیاید. اما به دلیل محقق نشدن این وضعیت، انتظار داریم اشکال مضاعف فشار دیپلماتیک را مشاهده کنیم و این اقدام امروز توسط اتحادیه اروپا در همین راستا است و مورد استقبال ما خواهد بود.




منبع : دنیای اقتصاد
+ نوشته شده توسط رهام حبیبی در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 و ساعت |

روزی روزگاری



            






خسرو شکیبایی درگذشت














مروری بر زندگی و آثار «خسرو شكیبایی»...









«خسرو شكیبایی» هنرمند فقید، بعد از دریافت آخرین جایزه‌اش برای فیلم «اتوبوس شب» گفته بود: بردن این جایزه یك جور لطف خدا در مورد من بود...
«خسرو شكیبایی» بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ساعت ۹ صبح امروز جمعه ۲۸ تیر در سن ۶۴ سالگی به علت نارسایی قلبی در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت.
در شناسنامه اسمش «خسرو» است ولی خانواده و بچه محل‌ها او را «محمود» صدا می‌كردند. خسرو شكیبایی متولد فروردین ۱۳۲۳ در خیابان مولوی تهران.
پدر خسرو سرگرد ارتش بود و وقتی او ۱۴ ساله بود بر اثر سرطان از دنیا رفت.
او قبل از اینكه وارد عرصه تئاتر شود ، در حرفه‌هایی چون خیاطی و كانال سازی وآسانسور سازی كار می‌كند. در ۱۹ سالگی برای اولین بار روی صحنه تئاتر می‌رود و بعد از مدتی به عباس جوانمرد ، معرفی و به صورت كاملا حرفه‌ای بازیگر تئاتر می‌شود.
او تحصیلاتش را در رشته بازیگری در دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان برد. او تا پیش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر فعالیت داشت و فعالیت حرفه ای در عرصه سینما را با بازی در فیلم «خط قرمز» (۱۳۶۱، كیمیایی) آغاز كرد اما سرآغاز دوره تازه فعالیت بازیگری شكیبایی را باید فیلم «هامون» (۱۳۶۹، مهرجویی) دانست. او به خاطر بازی در این فیلم سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول را در هشتمین جشنواره فیلم فجر به دست آورد. او همچنین برای بازی در فیلم «كیمیا» (۱۳۷۴، درویش) بار دیگر برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر شد و برای فیلم‌ «سالاد فصل»(۱۳۸۳،جیرانی) نیز سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مكمل را به دست آورد.
این بازیگر همچنین برای فیلم «كاغذ بی خط» تندیس حافظ را از ششمین جشن ماهنامه دنیای تصویر دریافت كرد و در سال ۱۳۸۶ تندیس جشن یازدهم خانه سینما را برای فیلم «اتوبوس شب» از آن خود كرد.
«خسرو شكیبایی» اخیرا در دومین جشن منتقدان سینمایی، جایزه یكی از برترین بازیگران سی سال سینمای پس از انقلاب را روی صحنه از دستان محمدباقر قالیباف، محمد خزاعی و محمدرضا جعفری‌جلوه گرفت و با ابراز تشكر، صحنه را ترك كرد.
تله‌فیلم‌های «بختك» ساخته یوسف صیادی، «پیوند» ساخته سعید عالم‌زاده و «آشیانه‌ای برای زندگی» ساخته حمید طالقانی از آخرین كارهای شكیبایی بود.
شكیبایی بازی در نمایش‌هایی چون زیر گذر لوطی صالح، سنگ و سرنا، لحظه،‌كتیبه، پنجه عدالت، صیادان، سمك عیار، همه‌ پسران من، شب بیست و یكم و بیا تا گل برافشانیم، مجموعه‌های تلویزیونی مدرس، روزی روزگاری، خانه سبز، سرزمین سبز، كاكتوس، تفنگ سرپر و در كنار هم را در كارنامه خود دارد.
او برای فیلم‌های «یكبار برای همیشه»، «سایه به سایه» و «كاغذ بی خط» نامزد دریافت سیمرغ بلورین بوده است. خط قرمز، دادشاه، صاعقه، رابطه، دزد و نویسنده، ترن، شكار، هامون، عبور از غبار، ابلیس، جستجو در جزیره، سارا، پرواز را بخاطر بسپار ، یكبار برای همیشه، بلوف،
كیمیا، پری ، درد مشترك ، لژیون ، سایه به سایه، خواهران غریب، سرزمین خورشید، عاشقانه ، روانی، زندگی ، دختردایی گمشده، میكس،
دختری بنام تندر، كاغذ بی‌خط ، مزاحم، اثیری، صبحانه برای دو نفر، ازدواج صورتی، سالاد فصل ، حكم، ستاره‌ها ، عروسك فرنگی، چه كسی امیر را كشت؟، دلشكسته، دوشیزه باران، حیران، از جمله كارهای سینمایی وی بوده‌اند.
خسرو شكیبایی علاوه بر هنرنمائی درنقش آفرینی در سینما و تئاتر، برخی از شعرهایی سهراب سپهری دكلمه كرده است و در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر نیز بازیگر و گوینده تیزر جشنواره بوده است.
«خسرو شكیبایی» ۱۳ مهر سال گذشته نیز به دلیل حادشدن بیماری‌اش و ابتلا به دیابت در بستری شده بود اما به درخواست خودش، این خبر تكذیب شد.
خسرو شكیبایی برنده تندیس بهترین بازیگر نقش اول مرد در جشن یازدهم خانه سینما، گفت: در میان مردم مرسوم است كه آن را كه بیشتر به دیده می آید و گره ژانر به دست او باز می شود، به عنوان بازیگر اول می‌شناسند، اما بردن این جایزه یك جور لطف خدا در مورد من بوده، درست است كه این نقش برایم یك مقدار سخت بود به این علت كه در جاده‌ای كه ما می‌رفتیم در هر لحظه اش خطرات مختلفی وجود داشت، مثل چپ كردن اتوبوس و... همین طور فرصت نداشتیم تمرین كنیم كه ببینیم قلق آن چگونه است و حتی دو بار هم نزدیك بود كه در یك زاویه ۹۰ درجه ماشین چپ شود اما به هر حال لطف خدا بود؛ چون ۴۳ نفر در آن اتوبوس بودند و من اگر سكاندار آن بودم حتماً دستی روی شانه من و حتی روی شانه كیومرث پوراحمد بوده كه این فیلم ساخته شده است. آنجا حتی باران هم كه می‌آمد، خوب بود و از آن استفاده می‌شد.
شكیبایی در مورد اولین كار پوراحمد در خصوص سینمای جنگ و اعتمادش به وی اظهار كرد: «وقتی كسی كارگردان هست دیگر فرق نمی‌كند، اگر صد فیلم بسازد، صد و یك‌اش را هم اگر در ژانر دیگری باشد می‌سازد. یك كارگردان جدا از هر چیزی كه منسوب به اوست، باید چیزی مانند ژن در وجودش باشد كه بتواند هر نوع فیلمی را بسازد و از آنجایی «اتوبوس شب» اولین كار جنگی كیومرث است، آن را دوست دارم.
او می‌افزاید: «از طرفی من فكر می‌كنم دلنوشته های حبیب احمدزاده، پوراحمد را به سمت این فضا كشانده و بر روی آن تأثیر گذاشته است.»
شكیبایی برای اولین بار توانسته در جشن خانه سینما به دور از مشغله‌های كاری‌اش شركت كند و دور قبل نیز تنها پیامی برای جشن فرستاده بود كه خود در این‌باره می‌گوید: «خجالت می‌كشم كه نتوانستم برایشان كاری انجام دهم، چرا كه آنجا كسانی حضور داشتند كه وقتی به یادشان می‌افتیم بدنمان حتی برای لحظه‌ای و می‌لرزد؛ یعنی یك اتفاق روحی است كه به صورت فیزیكال هم احساس می‌شود، من دیشب جعفر والی را دیدم و بسیاری عزیزان دیگر مثل عزت الله انتظامی، محمدعلی كشاورز، علی نصیریان و... پرویز پرستویی هم كه یك استثناست و چه اجرای زیبایی داشت و چقدر برای مخاطبش احترام قائل بود و... شاید اگر به بعضی از ما كه جز بازیگری كاری نكرده‌ایم و آبرویی در این زمینه داریم بگویند بیایید و كار اجرا انجام دهیم، می‌ترسیم برویم به سمتش، اما پرویز آن را به خوبی انجام داد.»





                    
روحش شاد و یادش گرامی باد




+ نوشته شده توسط رهام حبیبی در شنبه بیست و نهم تیر 1387 و ساعت |


روایتی بر سرودن شعر علی ای همای رحمت

آیت الله العظمی مرعشی نجفی بارها می فرمودند شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم . آن شب در عالم خواب , دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمومنین (علیه السلام) با جمعی حضور دارند .

حضرت فرمودند : شاعران اهل بیت را بیاورید . دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند . فرمودند : شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید . آن گاه محتشم و جند تن از شاعران فارسی زبان آمدند . فرمودند : شهریار ما کجاست ؟ شهریار آمد . حضرت خطاب به شهریار فرمودند : شعرت را بخوان ! شهریار این شعر را خواند :

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

که به ما سوا فکندی همه سایه هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ار نه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا

به جز از علی که آرد پسری ابولعجائب

که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد زمیان پاکبازان

چو علی که می تواند که به سر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحیرم چه نامم شه ملک لا فتی را

به دوچشم خونفشانم هله ای نسیم رحمت

که زکوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت

چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی فضای گردان به دعای مستمندان

که زجان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چو نای هر دم زنوای شوق او دم

که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را :

«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

به پیام آشنایی بنوازد آشنا را »

زنوای مرغ یاحق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا

آیت الله العظمی مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شعر شهریار تمام شد از خواب بیدار شدم چون من شهریار را ندیده بودم , فردای آن روز پرسیدم که شهریار شاعر کیست ؟

گفتند : شاعری است که در تبریز زندگی می کند . گفتم از جانب من او را دعوت کنید که به قم نزد من بیاید .

چند روز بعد شهریار آمد . دیدم همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر (علیه السلام) دیده ام. از او پرسیدم : این شعر «علی ای همای رحمت» را کی ساخته ای ؟ شهریار با حالت تعجب از من سوال کرد که شما از کجا خبر دارید که من این شعر را ساخته ام ؟ چون من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام .

مرحوم آیت الله العضمی مرعشی نجفی به شهریار می فرمایند : چند شب قبل من خواب دیدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) تشریف دارند . حضرت , شاعران اهل بیت را احضار فرمودند : ابتدا شاعران عرب آمدند . سپس فرمودند : شاعران فارسی زبان را بگویید بیایند . آنها نیز آمدند . بعد فرمودند شهریار ما کجاست ؟ شهریار را بیاورید ! و شما هم آمدید . آن گاه حضرت فرمودند : شهریار شعرت را بخوان ! و شما شعری که مطلع آن را به یاد دارم خواندید . شهریار فوق العاده منقلب می شود و می گوید : من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم . تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام .

آیت الله مرعشی نجفی فرمودند : وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت , معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده , من آن خواب را دیده ام .

ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند : یقینا در سرودن این غزل , به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید . البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است .


علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را

که به ماسوا فکندي همه سايه‌ي هما را

دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين

به علي شناختم من به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

چو علي گرفته باشد سر چشمه‌ي بقا را

مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو اي گداي مسکين در خانه‌ي علي زن

که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را

بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من

چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا

بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب

که علم کند به عالم شهداي کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز ميان پاکبازان

چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را

بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت

که ز کوي او غباري به من آر توتيا را

به اميد آن که شايد برسد به خاک پايت

چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان

که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم

که لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را

«همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي

به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را»

ز نواي مرغ يا حق بشنو که در دل شب

غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا

 

شهريار


+ نوشته شده توسط رهام حبیبی در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 و ساعت |
           


 
               




بسم الله الرحمن الرحیم

سعادتمند حقیقی کسی است که علی را در حیات او و پس از رحلتش دوست بدارد . ( پیامبر اکرم ص )


فاطمه، دختر اسد،در حال طواف بود که درد زایمان او را فرا گرفت؛پس وارد کعبه شد و امیر مومنان را در کعبه بزاد. ( امام سجادع )

 

ودیگر بار ، سخن از انسانی است برگزیده ...


انسانی که باتعبیر شاعرانه ، بلکه به واقع ، قلم را یارایی توصیف او نیست ...

او ، که برتر از وصف ، برتر از اندیشه و والاتر از جوهر کلام بود او که با شگفتی شکوفید وبا معیاری دیگر زیست و به گونه ای دیگر ماند ، وبا حالتی برتر رفت ... انسانی که شکوه واستواری کوه ، نرمخویی وزلالی آب ، خروشندگی صاعقه ، گرمی آفتاب ، گستردگی دریاها و ابهام وهیمنه ای بیشه زاران وجنگلهای انبوه ، وسادگی و صافی کویر و پاکی ملکوت خدا ، همه وهمه را یکجا در وجود خویش داشت ...


آری ، بار دیگر سخن از علی (ع) است ؛ مردی که شگفت زاده شد ، شگفت زیست و شگفت از چشم ما رفت ...

 

نام : علی

لقب : مرتضی

کنیه : ابوالحسن

نام پدر : عمران ابوطالب

نام مادر : فاطمه

تاریخ ولادت : 13 رجب ( 23 سال قبل از هجرت )

محل ولادت : مکه مکرمه خانه خدا

مدت امامت : 30 سال

مدت عمر: 63 سال

تاریخ شهادت : 21 رمضان المبارک سال 40 قمری

علت شهادت : تحریکات قطام

نام قاطل : عبدالرحمن بن ملجم

محل دفن : نجف اشرف

 

تولد :


ابن قعلب می گوید : با عباس - پسر عبدالمطلب - وگروهی دیگر ، رویاروی خانه خداوند نشسته بودیم فاطمه دختر اسد ، به سوی خانه خدا پیش آمد ، ایستاد و چنین گفت : « خداوندا ، به تو و پیامبرانت وکتابهایشان ایمان دارم . گفتار ابراهیم (ع) ، جد خود را راستین می دانم ، همانکه  این خانه را به فرمان تو بنا نهاد ...

تو را به او وبه این کودک که با خویش در شکم دارم سوگند می دهم که زادنش را بر من آسان کن ! »


در همین هنگام ، شگفتا ! به چشم خویش همه دیدیم که دیوار خانه خداوند از هم شکافت ، وآن گرامی بانو ، پا به درون گذارد ودیوار دوباره به هم بر آمد ...

شتابناک برخاستیم تا در خانه را باز کنیم ، اما باز نشد ... ودانستیم که حکمت خداوندی در کار است ...


چهار روز بعد ، آن عزیز بانو ، از خانه پا بیرون نهاد ، با کودکی در آغوش که به او می بالید ... وگفت : پیامی از غیب شنیدم که نامش را « علی » بگذار .

واین به روز جمعه سیزدهم رجب ، سی ام عام الفیل « 23 سال پیش از هجرت » بود .

 

کودکی ودامان پیامبر:


امام ، خود ، از این روزگاران چنین حکایت می فرمایند :

« به هنگام کودکی ، پیامبر مرا به دامان می گرفت ، به سینه می چسباند ، غذا را می جوید وبه دهانم می گذارد واز بوی خوش خویش ، به مشام جانم می بویانید . او در گفتارم دروغ ودر کردارم اشتباه ونادانی نیافت .

خداوند ، پیامبر را از پس شیر خوارگی با بزرگترین فرشتگان همراه کرد تا شب وروز او را در راه بزرگواریها ونیکیهای جهان ، رهنمون باشد ؛ من نیز از پیامبر پیروی می کردم چنان وچنانکه کودک شیر خواری از مادر.

هر روز فرمان می داد که از کردارهای او پیروی کنم . هر سال به « کوه حرا » می رفت ، در اینهنگام ، هیچ کس جز من او را نمی دید ...

در آن ایام که اسلام ، هنوز ، در هیچ خانه راه نیافته بود وفقط پیامبر وهمسرش خدیجه ، مسلمان بودند ، من سومین مسلمان بودم ...نور وحی ورسالت را می دیدم وبوی پیامبری را می بوئیدم .

پیامبر گرامی ، پس از بعثت ، تا سه سال فرمان نیافت که اسلام را آشکار کند ، در این مدت ، تنی چند بدو ایمان آوردند که نخستین کس از مردان ، علی بود .

بدانهنگام که این آیه « وَ اَنذِر عَشیرَتکَ الاَقرَبین » در رسید که « خویشان نزدیک را بیم ده ! » ؛ علی به فرمان پیامبر ، چهل تن از خویشان را مهمان کرد از جمله : ابولهب ، عباس وحمزه را . غذایی که برای بیش از یکنفر کافی نبود آماده شد ، اما به اراده خداوند همه سیر شدند وچیزی از آن کاسته نشد وچون پیامبر خواست آنان را به اسلام دعوت کند ؛ ابولهب گفت :«محمد شما را افسون کرده است !» وهمین سخن موجب شد که حاضران بپراکنند وجلسه تعطیل شود .

ناگزیر پیامبر روز دیگر نیز به همانگونه مهمانی داد وبعد از صرف  غذا ، آغاز سخن کرد :

« ای فرزند عبدالمطلب ! در جوانان عرب ، کسی را سراغ ندارم که بهتر از آنچه من برایتان آورده ام ، آورده باشد . من نیکی (خیر) این جهان وجهان دیگر  را به ارمغان آورده ام ، خدا فرمان داده است تا شما را به سوی او بخوانم . پس ، کدامیک در این راه مرا یاوری خواهید کرد تا همو ، برادر ، وصی وجانشین من گردد؟

پیامبر این تقاضا را سه بار تکرار فرمود ، هر بار تنها علی برخاست وآمادگی خود را ابراز داشت ...

آنگاه پیامبر (ص) فرمود : این ، برادر ، وصی وجانشین من است سخنش را بشنوید واو را فرمان برید !

 

علی (ع) درنخستین شب هجرت :

با ابراز اسلام ، پیامبر از نظر قریش ، خطرناک شناخته شد .

سران قریش ، در « دارُالنٌَدوَة » گرد آمدند و در کشتن پیامبر به شور نشستند ، وسرانجام قرار بر آن شد که از هر قبیله ، یکتن برگزینند تا شبانه به خانه پیامبر بریزند و همه با هم او را بکشند .

پیامبر از سوی خدا آگاه شد و فرمان یافت که آنشب در جای خود نخوابد و شبانه هجرت کند .

پیامبر فرمان خدا را با علی گفت و به او دستور داد که به جای وی ، در بستر بخوابد ؛ به گونه ای که کسی نداند او به جای پیامبر خوابیده است . علی با جانبازی خود ، جان پیامبر گرامی را حفظ کرد وخطرهای این کار بزرگ را برخود هموار ساخت . واین کار چندان چشمگیر بود که خداوند آیه ای در این مقام ، فرو فرستاد :

« از گروه مردم ، کسی هست که جان خویش را در راه رضایت خداوند می فروشد وخدا در آمد واز بیراهه به سوی « غار ثور » در بیرون مکه ، شتافت ...

آدم کشان ، با شمشیرهای برهنه به بستر پیامبر یورش بردند ...

علی (ع) از جا برخاست ودر بستر نشست ...

قاتلان با حالتی بر آشفته پرسیدند : محمد کجا رفت ؟

؛ مگر من مامور ومسئول نگهداشت او بودم ؟!

 

علی (ع) ، امین پیامبر (ص) :

پیامبر خود امین قریش بود وهمه امانتها نزد او . اما آنگاه که مجبور شد به مدینه هجرت کند ، در خانه و قبیله اش امین تر از علی (ع) نیافت ، پس او را جانشین خود کرد تا امانت های مردم را به صاحبانشان باز گرداند وهم قرضهایش را بدهد ودختران وزنانش را به مدینه برساند ...

علی ، پس از انجام همه این کارهای مهم ، به همراهی فاطمه (مادر خود ) ، وفاطمه ( دختر پیامبر ص) وفاطمه ( دختر زبیر ) ودیگران ؛ به سوی مدینه به راه افتاد . در راه ، هشت تن از کفار مکه را که راه بر او بستند ، پراکند وچون به مدینه رسید ، پیامبر (ص) او را به خانه خود برد .

 

علی (ع) پیکار در راه خدا :

اسلام ، دین آشتی وزندگی است ؛ با آدمکشی موافق نیست . برای آنکسی که به عمد وبی جهت انسان با ایمانی را بکشد ، عذاب جاودانه مقرر کرده است .

اما در همانحال ، اسلام به جهت جامعیت  وهمه جانبه بودن ؛ یک دین جهانی است وهمه مردم باید به آن بگروند ، پس نیاز به دعوت از دیگران وتبلیغ  دارد.

آشکار است که از همان نخستین گامها ، کسانی که منافع شخصی خود را با پذیرش وحتی گسترش این دین ، در خطر می دیدند ، به مخالفت برخاستند . در همین جا ، قانون  اسلام جهاد مقدس را وضع وتشریع فرموده است تا کسانی را که با اسلام عناد می ورزند ، از میان بردارد .

ونیز ، دفاع  به حکم عقل ، در جایی که بیگانگان به مسلمانان یورش آورند ، ضروری می گردد ، به همین جهت ، دفاع وپیشگیری از هجوم بیگانگان از شاخه های جهاد اسلامی است که عقل وفطرت وانصاف ، به صحت آن حکم می کنند ...

وبیشترین وبلکه همه جنگهای پیامبر اسلام (ص) از نوع دفاع بوده است ...وحضرت عذلی (ع) در بیشتر جنگها حاضر می شد واز هیچ چیز جز خدا نمی ترسید . او پیکار ، نستوه ، سلحشور ، یگانه ، پرچمدار بود ...

چون شیر می غرید ، چون ابر می توفید و لشکر دشمن را چون گردباد لوله می کرد ومی پیچانید ونابود می ساخت ...

زرهش پس پشت نداشت که او هرگز از میدان نمی گریخت وپشت به دشمن نمی کرد ...

ضربه شمشیر آبدارش ، مرگ مجسم وهلاک قطعی بود ...

ضربتش را نیازی به ضربه دوم نبود ...

 

 

سخنان برگزیده از امام علی (ع) :


به خطای دیگران شاد مشو که همیشه از تو درستکاری سر نزند.

با بی توجهی به امور پست ، بر ارزش خود بیفزایید .

هر که بر حسدش غالب نشود ، بدنش گور جانش خواهد شد .

گواراترین زندگی را کسی دارد که از آنچه خداوند نصیب او کرده است خرسند باشد .

برترین کارها کاری است که برای خدا باشد .

آنچه دوست نداری درباره ات گفته شود در باره دیگران مگوی .

هر که میانه روی  پیشه سازد گرفتار فقر نشود .

هر که می خواهد آبروی خود را نگاه دارد ، باید از  جدال بپرهیزد.

در هر روز کار همان روز را انجام ده ، که هر روز را کاری [ ویژه ] است .

خوش رویی احسانی است بی هزینه .

نصیحت کردنت در حضور جمع ، سرکوفت است .

 

 

 






+ نوشته شده توسط رهام حبیبی در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت |


آبنمای موزیکال بوستان ملت شب گذشته با حضور شهردار تهران و جمع کثیری از شهروندان تهرانی افتتاح شد.

به گزارش روابط عمومي شهرداري تهران ، در این مراسم که با استقبال چشمگیر و حضور پرشور شهروندان تهرانی برگزار شد ، علی محمد مختاری مدیر عامل سازمان پارک ها و فضای سبز شهر تهران  ضمن خوشامد گویی به شهروندان تهرانی گفت: در سال جاری بیش از 153 پروژه پارک های محله ای ، منطقه ای و فرامنطقه ای در دستور کار شهرداری تهران قرار گرفته که در 2 ، 3 ماه گذشته تعدادی از آن را افتتاح کردیم و ظرف 2 ماه آینده بیش از 6 پروژه فرامنطقه ای در سطح شهر تهران به بهره برداری می رسد.

وی افزود : در این راستا سعی داریم همزمان با توزیع عادلانه فضای سبز ، با توجه به اجرای طرح ناحیه محوری توزیع عادلانه فضای سبز را در تمامی مناطق تهران داشته باشیم.

در ادامه این مراسم دقایقی هم آبنمای موزیکال بوستان ملت فعالیت خود را آغاز کرد که با استقبال خوبی از سوی شهروندان حاضر مواجه شد.

در آبنمای موزیکال بوستان ملت حرکات ریتمیک آب و نور به صورت هماهنگ با نوای موسیقی ، تصاویر سه بعدی متنوع ، چشمگیر و زیبایی پدید می آورد. در کنار آن حرکات موزون فواره ها ، خطوط رنگی نور و هماهنگی موسیقی جذابیت خاصی را برای تماشاگران به وجود می آورد. آب توسط موتورها پرتاب می شود ، نور به رنگ های مختلف در میآید و موزیک با صدای دلنواز اجرا می شود.

پروژه آبنمای موزیکال بوستان ملت بر روی دریاچه اصلی بوستان که وسعت آن 22 هزار متر مربع است به اجرا در آمده و دارای ویژگی هایی از جمله 36 افکت اصلی و 456 افکت فرعی ، ارتفاع فواره ها بین 2 الی 35 متر ، یک سیستم کامل یو اف او یا بشقاب پرنده ، لیزر شو ، نمایش فیلم بر پرده آب به ابعاد 45 متر در 15 متر و 1850 سری چراغ های رنگی لیزری است.

تمامی تجهیزات بر روی سیستم شناور کاملا اتوماتیک و هوشمند نصب شده اند که به کنترل کننده های هوشمند راه اندازی سیستم و کنترل کننده دیجیتال پمپ های شناور ، چراغ های لیزری و شیر های الکترو مغناطیسی مجهز هستند.


+ نوشته شده توسط رهام حبیبی در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت |



ای جماعت چطوره حالاتتون؟
قربون اون فهم و کمالاتتون
گردنتون پیش کسی خم نشه
از سر بنده سایه تون کم نشه
راز و نیاز و بندگی تون درست
حساب کتاب زندگی تون درست
باز یه هوا دلم گرفته امروز
جون شما دلم گرفته امروز
راست و حسینیش نمیدونم چرا؟
بینی و بینیش نمیدونم چرا؟
فرقی نداره دیگه شهر و روستا
حال نمیدن مثل قدیما دوستا
شاپرکها به نیش مجهز شدن
غریب گزا هم آشناگز شدن
شعرم اگر سست و شکسته بسته س
سرزنشم نکن دلم شکسته س
آدم دل شکسته بش حرج نیست
شعر شکسته بسته بش حرج نیست
تا که میفته دندونای شیری
روی سرت میشینه برف پیری
کمیسیون مرگ میشه تشکیل
درو میشن بزرگترای فامیل
یه دفعه همکلاسیها پیر میشن
همبازیها پیر و زمین گیر میشن
رمق نمونده تا بریم صبح زود
پیاده تا امامزاده داود
گذشت دوره ای که “ما” یکی بود
خدا و عشق آدما یکی بود
تو کوچه های غربی صناعت
عشقو گرفتن از شما جماعت
درسته دیگه توی شهر ما نیست
دلی که مثل کاروانسرا نیست
یه چیزی میگم ایشالا دلخور نشین
قربون اون دلای تک سرنشین
شهر بدون مرد شهر درده
قربون شکل ماه هرچی مرده
مردای ده مردای کاه و گندم
مردای ده مردای خوان هشتم
مردای پشت کوه مثل خورشید
تو دلشون هزار جام جمشید
کیسه چپق ها به پر شالشون
لشکر بچه ها به دنبالشون
بیل و کلنگشون همیشه براق
قلیونشون به راه، دماغشون چاق
صبح سحر پا میشن از رختخواب
یکسره رو پان تا غروب آفتاب
چهار تای رستمند به قد و قامت
هیکلشون توپ، تنشون سلامت
نبوده غیر گرده ی گلاشون
غبار اگر نشسته رو کلاشون
کلامشون دعا، دعاشون روا
سلام و نون و عشقشون بی ریا
مردای نازدار مرد شهرند
با خودشون هم این قبیله قهرند
مردای اخم و طعنه بی دلیل
مردای سرشکسته زن ذلیل
مردای دکترای حل جدول
مردای نق نقوی لوس تنبل
لعنت و نفرین میکنن به جاده
اگر برن چهارتا قدم پیاده
مردای خواب تو ساعت اداری
تازه دو ساعت هم اضافه کاری
توی رگاشون میکشه تنوره
تری گلیسیرین و قند و اوره
انگار آتیش گرفته ترمه هاشون
همیشه تو همه سگرمه هاشون
به زیر دست ترشی و عبوسی
به منشی اداره چاپلوسی
برای جستن از مظان شک ها
دایره المعارف کلک ها
بچه به دنیا میارن با نذور
اغلبشون یه دونه، اونهم به زور
پیش هم از عاطفه دم میزنند
پشت سر اما واسه هم می زنند
اینجا مهم فقط مقام و پسته
مردای شهری کارشون درسته!
مشدی حسن چای و سماورت کو؟
سینی باقالی و گلپرت کو؟
ای به فدای ریخت و شکل و تیپت
بوی چپق نمیده عطر پیپت
مشدی حسن قربون میز و فایلت
قربون زنگ گوشی موبایلت
اونکه دهاتی و نجیبه مشدی
میون شهریا غریبه مشدی
قدیم ترا قاتله هم صفت داشت
دزد سر گردنه معرفت داشت
اون زمونا که نقل تربیت بود
آدمکشی یه جور معصیت بود
معنی نداره توی عصر سی دی
بزرگ و کوچیکی و ریش سفیدی
تقی به فکر رونق نقی نیست
کسی به فکر نفع مابقی نیست
مقاله ها پشت هم اندازیه
جناح و باند و حزب و خط بازیه
بس که به هر طرف ستادمون رفت
صراط مستقیم یادمون رفت
ارزشمون به طول و عرض میزه
چقدر میز و صندلی عزیزه
تموم فکر و ذکرمون همینه
که هیشکی پشت میزمون نشینه
یه عمره “دو دو” زده چشم و چارت
که خش نیفته روی میز کارت
اونا که مرد و زن دعاگوشون بود
میز ریاست سر زانوشون بود
بیا بشین که میز اگر وفا داشت
وفا به صاحبای قبل ما داشت
قدیم که نرخ ها به طالبش بود
ارزش صندلی به صاحبش بود
فقیه اگر بالای منبر می شِست
جوون سه چار پله پایینتر می شِست
معنی شان و رتبه یادشون بود
حرمت مردم به سوادشون بود
روی لبت خوبه تبسم باشه
دفتر کارت دل مردم باشه
مردا بدون میز هم عزیزند
رفوزه ها همیشه پشت میزند
خلاصه قصه اینقدر درامه
که ایدز پیش دردمون زکامه
فتنه و دعوا سر نونه مشدی
دوره آخرالزمونه مشدی
جسارتا شعرم اگر غمین بود
به قول خواجه “خاطرم حزین” بود
دعا کنیم که حالمون خوب بشه
تا شعرمون یه ریزه مرغوب بشه


+ نوشته شده توسط رهام حبیبی در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت |


صنعتی شدن مفهوم جدیدی است که ایرانیان آن را در فرهنگ گذشته خود  نداشتند. در گذشته معمولا صنعت(Industry) و هنر(Art) مترادف هم به کار می‌رفت. البته در اروپا هم میان دو واژه صنعت و هنر نزدیکی وجود داشت. صنعت به معنای چیزی  است که ساخته انسان و محصول اندیشه انسان است و ناشی از طبیعت نیست. صنعت در واقع  مفهومی از ثروت اقتصادی است که ناشی از کار انسان است. صنعت به مفهوم کلی و عام به  معنای اعمال خلاقیت انسان بر منابع طبیعی و آماده کردن آنها برای استفاده انسان‌ها  است اما به معنای خاص در مقابل کشاورزی و خدمات، بخشی از اقتصاد کل جامعه تلقی  می‌شود.

در عین حال باید توجه کرد هنگامی که از صنعتی شدن صحبت می‌شود در  درجه اول منظور صنعت به معنای تصرف انسان در طبیعت برای ایجاد ثروت است و نه به  معنای صنعت در مقابل کشاورزی و خدمات. در گذشته معمولا ثروت را امری داده شده در  طبیعت می‌دانستند و انسان را دارای این استعداد که ثروت را خلق كند نمی‌دانستند اما  در دوران مدرن درست برخلاف آنچه در گذشته عنوان می‌شد، بخش عمده ثروت جامعه محصول  کار و صنعت انسان است به طوری که طبیعت بخش ناچیزی از ثروت کل جوامع را فراهم  می‌کند. بنابراین اهمیت صنعت به دوران جدید و اندیشه مدرن باز می‌گردد. پس صنعت به  معنای استفاده از خلاقیت انسان برای ایجاد کالاها و تغییر شکل دادن منابع طبیعی  برای رفع نیازهای انسان‌ها است.

بنابراین منظور از فرهنگ صنعتی، فرهنگی است  که زمینه را برای تولید و خلاقیت انسان و افزایش ثروت فراهم می‌کند. منظور از صنعتی  شدن غالب شدن فرهنگی است که در آن به ‌کارگیری خلاقیت در تمامی زمینه‌‌های کشاورزی،  خدمات و تولید لازم است. به این ترتیب سوء تفاهم صنعت به معنای خاص و صنعت به معنای  عام باید برطرف شود.


انقلاب صنعتی نیز نتیجه یک فرآیند فکری و فرهنگی  است که سال‌ها قبل از اختراع ماشین بخار آغاز شده است. در واقع 300 سال قبل از  انقلاب صنعتی، فرایند صنعتی شدن در اروپا آغاز شد به سخن دیگر نقطه آغاز آن، پایان  قرون وسطی است. انقلاب صنعتی نتیجه دوران بعد از قرون وسطی و آغاز رنسانس و شکل  گیری اندیشه مدرن است. انقلاب صنعتی اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 شکل گرفت. اما این  انقلاب نیازمند مقدماتی بود که در اروپا 300 سال طول کشید و آن عبارت بود از غلبه  فرهنگ صنعتی شدن به معنای دقیق کلمه. جان لاک 200 سال قبل از انقلاب صنعتی می‌گوید  که ثروتی که در جامعه وجود دارد عمدتا محصول ابتکار و تلاش و صنعت انسان است. این  اندیشه زمینه را برای عقلانیت علمی و صنعتی آماده کرده است.

اما اشتباه ما  این است که تصور کردیم صنعتی شدن به معنای استفاده از فناوری است. ما به جای اینکه  اندیشه‌ای که منجر به صنعتی شدن می‌شود را حمایت کنیم، سعی کردیم ماشین بخار را  وارد کشور کنیم. در واقع ما به نتیجه انقلاب صنعتی بسنده کردیم و به همین دلیل است  که هنوز صنعتی نشده‌ایم. مشکلات ما بیشتر نرم افزاری است نه سخت افزاری. ما سخت  افزارها را وارد کرده‌ایم اما فرهنگ و اندیشه صنعتی شدن را نداریم.

تفاوت  صنعتی شدن ژاپنی با صنعتی شدن ما هم در همین است. ژاپنی‌های زمان میجی می‌گفتند ما  نباید اشتباه کنیم و تاکید می‌کردند که فناوري غرب نتایج پیشرفت‌های فکری است که  داشته‌اند. یکی از نظریه پردازان دوران میجی ژاپن می‌گوید ما می‌توانیم تکنیک ساختن  پل‌های فلزی را به ژاپن وارد کنیم اما این کار کمکی به ما نمی‌کند بلکه ما باید  چیزی را به ژاپن بیاوریم که باعث دست یافتن به تکنیک ساختن پل‌های فلزی شده است (نقل به مضمون از فوکوتساو ایوکیشی، نظریه تمدن، ترجمه چنگیز پهلوان، نشر آبی، 1363).

در واقع صنعتی شدن نیازمند تغییر بینش و جهان بینی ما است. باید  اندیشه‌ای را تروج کنیم که در آن ابتکار جایگزین بی‌تفاوتی می‌شود. تلاش جایگزین  تنبلی می‌شود و رقابت تبدیل به ارزش غالب می‌شود. بخش‌هایی از فرهنگ مدرن البته در  جامعه ما وارد شده اما متاسفانه با ارزش‌های سنتی ما پیوند نخورده است. در نتیجه ما  همواره با دنیای متناقضی رو به رو هستیم.

فرهنگ صنعتی شدن، چند مولفه اصلی  و فرعی دارد. ارزش‌ها، اصلی ترین مولفه‌های هر فرهنگی است که نهادهای جامعه بر پایه  آنها ساخته می‌شود و این نهادها عملکرد انسان‌ها و روابط انسان‌ها را در جامعه  تنظیم می‌کنند و نتیجه عملکرد جامعه از این مسیر عبور و بروز می‌کند. شناسایی  ارزش‌های اصلی صنعتی شدن بسیار مهم است. مهمترین ارزش صنعتی شدن تلاش و کار است. اما تلاش و کار چه موقع می‌تواند به ارزش تبدیل شود؟ اولا زمانی که آزادی و مختار  بودن انسان در درجه اول اهمیت قرار گیرد. یعنی زمانی که انسان مالک و صاحب سرنوشت  خودش باشد تا انگیزه تلاش بیشتر را داشته باشد. انسانی که برده یا مستخدم دیگری است  انگیزه‌ای برای کار ندارد. اما زمانی که انسان آزاد است می‌داند که حاصل تلاشش نصیب  خود می‌شود؛ لذا وی رغبت بیشتری برای تلاش و تکاپو و تولید پیدا می‌کند. حق مالکیت  ارتباط بسیار نزدیک با آزادی دارد یعنی اینکه هر کس بداند که نتیجه تلاشش به کجا  می‌رود. ممکن است انسان‌ها آزاد باشند که تلاش بکنند و ثروتمند هم بشوند اما اگر  ناگهان این ثروت را از آنها بگیرند که اینجا دیگر انگیزه‌ای برای تولید ثروت باقی  نمی‌ماند. بنابراین آزادی انسانها باید توام با رعایت حق مالکیت باشد. ارزش آزادی  فردی سنگ بنای صنعت فرهنگی را در اروپا تشکیل می‌دهد. در آغاز هم این ارزش‌ها بیشتر  در فلسفه اخلاق، فلسفه سیاست و بحث عدالت مطرح شده است و ضرورتاً به حق مالکیت گره  خورده است. بنابراین می‌توان گفت که از همان ابتدا آزادی و مالکیت دو روی یک سکه  هستند. به همین دلیل است که در فرهنگ مدرن آزادی به سرعت شکل اقتصادی به خود گرفته  است. یعنی زیربنای اندیشه سیاسی و فلسفی مدرن غربی آزادی مالکیت و آزادی اقتصادی  است.

از این ارزش‌های اولیه صنعتی شدن برخی ارزش‌های ثانویه هم مشتق شده  است. به عنوان مثال رقابت به عنوان یک ارزش در جامعه مدرن تلقی می‌شود چون رقابت به  معنای آزادی انسان‌ها برای اول شدن و برتر شدن است. در حالی که در فرهنگ‌های ماقبل  مدرن رقابت کردن امری پسندیده نیست بلکه همکاری کردن مورد پسند است.

مفهوم  مهم دیگری که در اندیشه اقتصادی وجود دارد، همسویی میان منافع فردی و منافع جمعی  است. به این معنا که انسان‌ها یاد می‌گیرند که اگر آزادانه در جهت اهداف خود حرکت  کنند به منافع کل جامعه هم خدمت کرده‌اند یا به عبارت دیگر خدمت به منافع دیگران  ابزاری است برای دستیابی به اهداف خود. به عنوان مثال کسی که می‌خواهد ثروتمند بشود  دیگران را راضی می‌کند که کالای او را بخرند. یعنی سعی می‌کند کالایی درست بکند که  دیگران هم علاقمند باشند از آن کالا استفاده کنند و آن را بخرند. این مکانیزم  همسویی میان منافع فردی و جمعی، پارادایم اصلی توسعه است اما در جامعه سنتی کاملا  برعکس است. یعنی پارادایم دوست و دشمن حاکم است. چون در دنیای سنتی تصور انسان از  جامعه تصور قبیله‌ای است و در مقابل هر قبیله، گروه‌های دیگری قرار دارند که دشمن  تلقی می‌شوند. در جامعه سنتی قبیله‌های مختلف با یکدیگر رقیب نیستند بلکه با هم  دشمن هستند. در جامعه متمدن پارادایم دیگری حاکم است و همین پارادایم سنگ بنای  جامعه صنعتی است که انسان‌ها را وادار می‌کند که درستکار باشند و ثروت بیشتری هم در  جامعه تولید کنند. درستکاری و وفای به عهد و احترام به قانون در کشورهای توسعه  یافته به این دلیل نیست که آنها اخلاق گراتر هستند بلکه به این علت است که رعایت  این ارزشها در جوامع صنعتی بیشتر به سود افراد است. چون در این جوامع درستکاری  پاداش اقتصادی دارد. ما متاسفانه در جامعه خودمان این فرهنگ را نداریم که خدمت کردن  به دیگران و رعايت منافع آنها، کمک کردن به خودمان است. ما هنوز کسی را که کالای  خوبی تولید می‌کند به عنوان خادم ملت نمی‌دانیم بلکه می‌گوییم عجب آدم کلاه برداری  بود که یک جنس "بنجل" درست کرد و همه خریدند و خودش میلیاردر شد. مساله اصلی در  همین نکات کوچک فرهنگ صنعتی است.

اکثریت نهادهایی که در کشور ما با صنعت  تعامل دارند، صنعتگر را دزد و متقلب بالقوه تلقی می‌کنند که دولت وظیفه‌اش این است  که از اجحاف و تقلب آنها جلوگیری کند. از قانون کار تا قوانین مربوط به محیط زیست و  استاندارد طوری تنظیم شده که صنعت‌گر را به صورت بالقوه انسانی متقلب می‌داند. از  سوی دیگر دولت‌ها در ایران همیشه فکر کردند که برای تشویق صنعت باید یارانه  بپردازند. در حالی که یکی از مهمترین نهادهای جامعه صنعتی مکانیزم قیمت‌ها است. اینکه می‌گوییم مالکیت شخصی باید محترم باشد، یعنی اینکه شخص ثالث در قراردادهای  داوطلبانه و آزادانه دخالت نکند و مکانیزم قیمتها حرف اول و آخر را بزند. دولت‌های  ما تصور می‌کنند که چون برای صنعتی شدن یارانه می‌دهیم پس باید قیمت‌گذاری هم  بکنیم، یعنی دو کار اشتباه را با هم انجام می‌دهند. چرا که اولا پرداخت یارانه  اشتباه است چون علایم اشتباهی به تولید کننده می‌دهد یعنی تولید کننده به جای آنکه  به دنبال نیازهای واقعی جامعه برود، دنبال دستور دولت می‌رود و چیزی را که برای آن  یارانه پرداخت شده تولید می‌کند، ثانیا وقتی دولت قیمت گذاری می‌کند دیگر بنگاه  اقتصادی هیچ اختیاری روی اموال خودش ندارد و زمین گیر می‌شود. گرفتاری ما این است  که از یک طرف مثلا ابلاغیه‌های اصل 44 آمده که می‌گوید دولت باید از صحنه اقتصاد  خارج بشود و جای خود را به بخش خصوصی بدهد و از طرف دیگر دولت در تمام زمینه‌ها  دخالت کرده و قیمت گذاری می‌کند.

تا وقتی که نگاه ما به اقتصاد تغییر نکرده  خصوصی سازی هیچ فایده‌ای ندارد و ما را به سمت توسعه و صنعتی شدن سوق نمی‌دهد. چون  اگر بنگاهی بخواهد درست کار بکند باید قیمت را بر اساس تقاضا تعیین کند اما وقتی که  دولت در تمام زمینه‌های دخالت می‌کند و قیمت گذاری انجام می‌دهد چنین کاری ممکن  نیست. اگرهم بخش‌های خصوصی نخواهند به طور صحیح و اقتصادی کار کنند که باید دوباره  دنباله‌رو دولت شده و یارانه‌های دولتی دریافت کنند. یعنی اقتصاد ما غیر دولتی  نمی‌شود. در واقع غیر دولتی شدن اقتصاد بیشتر از آنکه به مالکیت مربوط باشد به  میزان آزادی مرتبط است که شهروندان بتوانند آزادانه فعالیت اقتصادی داشته باشند.

بنابراین علاوه بر حاکمیت آزادی و احترام به مالکیت، رقابت و خدمت به جمع  هم به عنوان اساس جامعه صنعتی مطرح است. اما ما نسبت‌ها و ساز و کارهایی را که این  ارزشها را به هم مربوط می‌کنند، نتوانسته‌ایم حاکم کنیم به همین دلیل هم  نتوانسته‌ایم فرهنگ صنعتی داشته باشیم. بخش خصوصی ما هم حتی آن فرهنگ صنعتی را  ندارد و به دنبال دولت است که یارانه و حمایت دریافت کند. در حالی که بخش خصوصی  واقعی باید مستقل از دولت باشد.

زمانی که استراتژی توسعه صنعتی در کشور ما  تهیه شد، سوء تفاهم‌های بسیاری در خصوص آن ایجاد شد که این هم ناشی از همان فقدان  فرهنگ صنعتی است. استراتژی توسعه صنعتی بر این موضوع تاکید می‌کرد که دنیای امروز  دنیای روابط اقتصادی و مبادلات آزاد است و اقتصاد هیچ کشوری نمی‌تواند مجزای از این  دنیا ادامه حیات بدهد. کشوری که بخواهد خودش را از اقتصاد جهانی جدا بکند کشوری است  که عقب می‌ماند و نمی‌تواند توسعه یابد. بنابراین نگاه استراتژی توسعه صنعتی این  است که هم آزادی اقتصادی در داخل باید حاکم بشود و هم مبادله آزاد در تعامل با  اقتصاد دنیا رعایت شود. متاسفانه این برنامه به درستی فهمیده نشد و تصور شد که اگر  این استراتژی اجرا بشود اقتصاد ما در رقابت با اقتصاد جهانی از بین می‌رود. این سوء  تفاهم مانع از این بود که مسایل به درستی دیده شود اما واقعیت این است که امروز  اقتصاد دنیا چه از نظر روابط تجاری و چه از نظرتقسیم کار، اقتصاد بسیار پیچیده‌ای  شده است به طوری که اگر ما بخواهیم کشور صنعتی و پیشرفته‌ای بشویم باید جزیی از این  نظام جهانی باشیم. بنابراین اگر می‌خواهیم واقعا فرهنگ صنعتی در کشور حاکم شود و به  سمت توسعه اقتصادی و پیشرفت صنعتی برویم باید بینش خود را نسبت به اقتصاد داخلی و  بین المللی تصحیح کنیم یعنی باید بپذیریم که اساس یک فرهنگ صنعتی مدرن مبتنی بر  مبادلات داوطلبانه و آزاد است.



+ نوشته شده توسط رهام حبیبی در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت |


روستای شهابیه خمین به عنوان روستای مدل جهانی!



 

سازمان بهداشت جهانی در اجرای پروژه روستای سالم با رویکرد CBI (نیازهای اساسی توسعه) روستای شهابیه در شهرستان خمین را به عنوان مدل و نمونه در سطح جهان برگزید.

 

 

 

به‌گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، اعضای سازمان جهانی بهداشت روز دوشنبه در بازدید از سه روستا در شهرستان خمین شامل رباط‌مراد، شهابیه و لكان، روستای شهابیه را شناسایی و به عنوان مدل برای سایر روستاهای جهان انتخاب کردند.

 

 

 

دلایل انتخاب این روستا طرح موفقیت‌آمیز جمع‌آوری زباله، وجود مدرسه شبانه‌روزی، احداث كشتار‌گاه دام و انجام فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی توسط اهالی بوده است.

 

 

 

پروژه روستای سالم با هدف بهره‌گیری از دانش عمومی مردم در رابطه با مسائل مختلف زندگی روستایی به منظور مشاركت مستقیم در برنامه‌های اجرایی و افزایش آگاهی برنامه‌ریزان بخش‌های توسعه تحت عنوان برنامه‌سازان بهداشت جهانی اجرا می‌شود.


http://vafs.blogfa.com/post-290.aspx



+ نوشته شده توسط رهام حبیبی در دوشنبه دهم تیر 1387 و ساعت |